امجد

1ـ داستان آقای امجد، داستان تکراری تاریخ است. داستانی عبرت آموز از انحراف یک عالم که تسلیم مشاوران و فرزند منحرف خود شده است.‌ در سال‌های گذشته ما نمونه‌های بسیاری از اینگونه افراد داشته‌ایم. مهدی هاشمی، روح الله زم و محمد امجد. ولی در ماجرای آقای امجد شاهد موضعگیری صریح و مخالفت با ارکان نظام بالاخص مقام معظم رهبری بوده‌ایم که در نوع خودش کم‌سابقه بوده است.
2ـ آقای امجد با خلط حرف‌های صحیح وسقیم و بدون واکاوی خطاها و علت‌ها و بدون در نظر گرفتن ظرفیت جامعه، با حرف‌هایی نسنجیده و پرخاشگرانه و خشونت آمیز کلامی، قصد سرعت بخشی اصلاح و نجات ملت از سختی‌هایی که با آن مواجه‌اند را می‌نماید. این دقیقا مثل زیاد کردن شعله زیر برنجی است که در حال دم شدن است. ممکن است برنج پس از یک ساعت بر روی شعله بسیار ملایم دم بکشد اما بر روی شعله تند در 5دقیقه بوی گندش شما را به باز کردن پنجره وا می‌دارد و خوراک لذیذ به زباله مبدل می‌شود. در حالی که آقای امجد، در حوادث فتنه سال 78، نقش مهم و برجسته‌ای در هدایت معنوی دانشجویان دانشگاه تهران داشت و با برگزاری جلسات سخنرانی تلاش داشت تا ذهن دانشجویان را نسبت به حوادث پیش آمده روشن سازد.
3ـ اگر حب دنیا جایگزین تقوا گردد، منجر به انحراف می‌شود. تاریخ شاهدانی بسیار از این موارد دارد. آنجا که مال دنیا حجابی برای انسان می‌گردد مانند طلحه و زبیر و آنجا که پست و مقام و شهرت موجب ایستادن در مقابل ولی خدا می‌گردد، مانند بلعم باعورا که در سوره اعراف آیه 175 بدان اشاره شده است. آقای امجد «سال ۹۴» بعد از ثبت نام برای کاندیداتوری خبرگان رهبری گفت: باید همواره از رهبری حمایت کنیم. آقای امجد امروز در فرانسه: مسئول تمام خون‌های ریخته از «سال ۸۸» رهبری است؟!؟!.
با این وجود باید بدانیم که علمای دین و کسانی که سکانداری هدایت مردم را برعهده دارند، در تیررس وسوسه‌های شیطانی بوده و بیشتر مورد طمع شیطان واقع می‌گردند. به‌این دلیل که با گمراهی و انحراف این افراد، تعداد بیشتری از مردم عادی به انحراف کشیده می‌شوند.
در پایان باید گفت: فارغ از تعیین مصداق، رهبرانقلاب فرمود: «خاک بر سرِ آن عالم اعلم و افقه! خاک بر سرِ آن عالِمی که قلباً خوشحال شود از این‌که ببیند رادیوهای دشمنان اسلام، در مقابل نظام اسلامی، از او تمجید و تعریف می‌کنند! باید گریه کند! حالا گیرم از لحاظ فقاهت و علم هم خیلی بالا باشد، که آن هم علم نیست، جهل است. نور نیست، ظلمت است.» [1]
پی‌نوشت:
1). بیانات در آغاز درس خارج فقه(1373/6/20)

تولیدی: 
تولیدی

مطالب مرتبط


پربازدیدترین‌ها

افزودن دیدگاه جدید